محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
69
مجربات اكبرى ( فارسى )
ديگر ؛ سپارى ، چهاليه ، كتهه سپيد ، نمك لاهورى « 1 » ، هر يك پنج دام ، مصطگى يك دام ، مرچ پيپل هر يك دو طانك ، سپارى را در ظرف گل بسوزند بر آتش و همه ادويه را باريك ساخته ، سنون سازند . ديگر ؛ مازو ، پهتكرى ، هر يك ، يك دام ، كتهه سپيد ، نيله تهوتهه نيم نيم دام ، نيله تهوتهه را بريان كنند تا سپيد شود و همه را باريك ساخته سنون سازند و آب زودتر نرسانند . ديگر ؛ سنونى كه خوره را بهتر از اين دوائى نيست : برگ سداب خشك دو درم ، زنجار « 2 » ، آهك ، زرنيخ طبقى ، هر يك ، يك دام ، جمله را سوده در سركهء قوى تر كنند و در كوزه نو نهاده و در گل گرفته سرش استوار نمايند و بر آتش دارند تا گل سرخ شود و اجزا در وى پخته گردند پس بيرون آرند و مقدار دانگى تا دو دانگ بر اكليه افشانند از دو بار بيش حاجت نيفتد . تركيب مسى كه بر دندان مالند : بيارند لهچن و پوست انار هر يك نيم سير شاهى مازو ربع سير شاهى زاك يك سير شاهى هر چهار دواء مثل سرمه بسايند و بر دندان مالند . ديگر كه درد دندان ساكن كند ، تپرج سندروس كو دط ى سوخته گل سرخ ، كوفته ، بيخته ، سنون سازند جنبش دندان دور شود و درد فرو نشيند . ديگر ؛ پهلپا كه مانند كسيس مىباشد و مشهوراست ، در آب انداخته بجوشانند و شير گرم مضمضه كنند جنبش دندان دور شود و درد فرو نشيند .
--> ( 1 ) - نمك لاهورى : نمك سنگ . ( 2 ) - زنجار : به فارسى زنگار گويند و معدنى او از كان مس به هم مىرسد و دهنهء مسى عبارت از اوست و مصنوع او اقسام است يكى را زنجار مجرور نامند و ديگرى را زنجار دودى . ( تحفه )